بهترین حکایت سعدی

:: بهترین حکایت سعدی
دو شاهزاده در مصر بودند ، یکی علم اندوخت و دیگری مال اندوخت . عاقبته الامر آن یکی علّامه عصر گشت و این یکی سلطان مصر شد . پس آن توانگر با چشم حقارت در فقیه نظر کرد و گفت : من به سلطنت رسیدم و تو همچنان در مسکِنت بماندی . گفت : ای برادر ، شکر نعمت حضرت باری تعالی بر من واجب است که میراث پیغمبران یافتم و تو میراث فرعون و هامون . که در حدیث نبوی (ص) آمده : العلماء ورثـة الانبیاء

من آن مورم که در پایَم بمالند --- نه زنبورم که از دستم بنالند
کجا خود شکر این نعمت گزارم --- که زور مردم آزاری ندارم ؟

منبع : دروس طلاییبهترین حکایت سعدی
برچسب ها :

غزل حافظ (بدون معنی)

:: غزل حافظ (بدون معنی)
از بهترین غزلهای حافظ
***************
گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم
زلف تو مرا عمر دراز است ولی نیست
در دست سر مویی از آن عمر درازم
پروانه راحت بده ای شمع که امشب
از آتش دل پیش تو چون شمع گدازم
آن دم که به یک خنده دهم جان چو صراحی
مستان تو خواهم که گزارند نمازم
چون نیست نماز من آلوده نمازی
در میکده زان کم نشود سوز و گدازم
در مسجد و میخانه خیالت اگر آید
محراب و کمانچه ز دو ابروی تو سازم
گر خلوت ما را شبی از رخ بفروزی
چون صبح بر آفاق جهان سر بفرازم
محمود بود عاقبت کار در این راه
گر سر برود در سر سودای ایازم
حافظ غم دل با که بگویم که در این دور
جز جام نشاید که بود محرم رازم
  (خواجه حافظ شیرازی)

منبع : دروس طلاییغزل حافظ (بدون معنی)
برچسب ها : حافظ

گلچین بهترین غزل حافظ با معنی

:: گلچین بهترین غزل حافظ با معنی
برسر آنــم[۱] که گر زدست بر آید دست به کاری زنم که غصه سر آید
خلوت دل[۲] نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود،فرشته درآیـد
صحبت حکّام ظلمت شب یلداست[۳] نور زخورشید جوی،بو که برآیــد
بـر در اربـــاب بـی مــروت دنــیـا چند نشینی که خواجه کی به در آید؟[۴]
تــرک گــدایـی مـکن که گنج بـیابی از نـظر رهــروی کـه در گذر آیـد[۵]
صــالح وطـالـح[۶] متاع خـویش نمودند تـا کـه قبول افتد و کـه درنظر آیـد؟
بـلبـل عـاشـق تـو عمر خواه که آخـر بـاغ شود سبـز و شاخِ گـل ببر آیـد
غفلت حافظ دراین سراچه عجب نیست هرکه به میخانه رفت،بیـخبرآید[۷]

منبع : دروس طلاییگلچین بهترین غزل حافظ با معنی
برچسب ها :